صادق آئينه وند
234
ادبيات سياسى تشيع ( فارسي )
شهر كوفه گرديد . كسانىكه همراهش بودند ، فرياد مىزدند : اى مردم « داعى حق را پاسخ دهيد ! » و دعوت او را بپذيريد . جمع بسيارى گرد او را گرفتند و با او بيعت كردند . روز ديگر او به طرف بيت المال رفت و هرچه در آنجا بود تصرّف كرد ، آنگاه به نزد صرّافانى كه پولهاى حكومتى نزد آنان بود فرستاد و آن پولها را نيز از آنها گرفت . سپس به محلهى بنى حمّان كه اهل آن محل به يارى او برخاسته بودند ، رفت و در آنجا نشست . در اين حال ابو جعفر محمّد بن عبيد اللّه حسنى معروف به « ادرع » در كنار او نشسته و در گوشى با او سخن مىگفت . ناگاه خبر رسيد كه عبد اللّه بن محمود با لشكرى كه از اطراف كوفه جمعآورى كرده ، به جنگ او آمده است . برخى از اعراب فرياد زدند كه : يحيى مواظب باش غافلگير نشوى لشكر از راه مىرسد . يحيى از جا برخاست و بر اسب خود سوار شد و به عبد اللّه بن محمود حمله برد و ضربتى با شمشير به صورت او زد ، همراهان او كه چنان ديدند رو به هزيمت نهادند . سرانجام محمّد بن عبد اللّه بن طاهر والى بغداد ، حسين بن اسماعيل را براى دفع او فرستاد و پس از خيانت و فرار لشكريان يحيى در حين جنگ ، يحيى به شهادت رسيد . مردم كوفه از شدّت علاقه ، مرگ يحيى را باور نمىكردند و كودكان كوفه در كوچه فرياد مىزدند : « ما قتل و ما فرّ و لكن دخل البرّ » يحيى نه كشته شده و نه گريخته ، بلكه سر به بيابان نهاده است . در ميان مردمى كه به يارى يحيى برخاسته بودند ، شمارى از علماء ، فقها ، بزرگان و پرهيزگاران را ذكر كردهاند . گفتهاند كه شعراء دربارهى هيچيك از مقتولان حكومت بنى عبّاس ، به اندازهى يحيى رثاء نگفتهاند . از معروفترين اين مراثى ، مرثيهى على بن عبّاس رومى شاعر نامدار شيعى عصر بنى عبّاس است كه در آن بىباكانه به افشاگرى جنايات بنى عبّاس پرداخته و طاس رسوايى آنها را از بام به زير افكنده است . مطلع آن مرثيه ، چنين است : أمامك فانظر أيّ نهجيك تنهج * طريقان شتّى مستقيم و أعوج ( ر . ك : مقاتل الطالبيّين . تتمة المنتهى ) . 24 - مزاحم بن خاقان ارطوج از سرداران مستعين خليفهى عبّاسى است كه بنا به دستور او ، مأمور فروخواباندن